روایت یک وداع (۱)؛ داغی که از «تیر» هم گذشت..

نویسنده:
مهرداد حيدري
تاریخ انتشار:
14 تیر 1405
دیدگاه ها:
InShot_20260705_010646038

نی‌نگار؛ روایت یک وداع (۱)؛ داغی که از «تیر» هم گذشت.. تیر است. آفتاب، پتک می‌کوبد بر سر مزرعه. نیشکرها ایستاده‌اند. ما هم. هُرم سوزان خوزستان را خوب می‌شناسیم. سال‌هاست بر شانه‌هایمان نشسته است. با…

نی‌نگار؛

روایت یک وداع (۱)؛ داغی که از «تیر» هم گذشت..

تیر است. آفتاب، پتک می‌کوبد بر سر مزرعه. نیشکرها ایستاده‌اند. ما هم. هُرم سوزان خوزستان را خوب می‌شناسیم. سال‌هاست بر شانه‌هایمان نشسته است. با آن، روز را شب می‌کنیم.

اما امروز، سوز از آسمان نیست. خبر می‌رسد. خبر یک وداع. همین. سکوت است که راه می‌افتد. از روی جوی‌ها می‌گذرد، میانِ ردیفِ نیشکرها می‌دود، از زیر پنجه‌هایِ آفتاب می‌خزد و می‌نشیند ته دلِ آدم. دست‌ها هنوز کار می‌کنند.

دل‌ها نه. عرق از پیشانی می‌چکد. بغض اما ریشه می‌دواند زیرِ زبان. حرف‌ها کم می‌شود. نگاه‌ها زیاد. چه می‌شود گفت؟ حرف‌ها آب می‌روند. نگاه‌ها جان می‌گیرند. غروب که سر می‌رسد.

از مزرعه بیرون می‌زنیم. باید رفت. از شکرستان به پایتخت. دل‌ تاب ماندن ندارد. برای آخرین وداع. برای آخرین نگاه. برای آخرین سلام. پشت سرمان نیشکرها در باد تکان می‌خورند. انگار که دست تکان می‌دهند. شاید برای آخرین وداع. آفتاب تیر، داغ است. اما داغ دل، داغ‌تر.

لینک کوتاه:
https://www.salmansugar.ir/?p=55359

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم





مطالب مرتبط

InShot_20260705_012400883

خدمت‌رسانی نیشکر به مردم در آیین وداع و بدرقه پیکر مطهر امام امّت

IMG_20260705_011432

روایت یک وداع (۲)؛ سفری از شکرستان به قرارگاه اندوه…

InShot_20260705_010646038

روایت یک وداع (۱)؛ داغی که از «تیر» هم گذشت..

پیام-دکتر-کاظمی-به-مناسبت-وداع-با-رهبر-شهید

نیشکری‌ها به‌پا خاستند

356335

دلمان برای تک‌تک کلماتت تنگ است؛ نیشکر در سوگِ «خیمه‌گاهِ» کارگران

آقای-شهید

وداع تلخ