عطر نیشکر سلمان فارسی در رواق شهدا/ تجدید میثاق خانواده نیشکر با سرداران هور، دریا و غیرت
خورشید سوم خرداد ۱۴۰۵، طلوعی متفاوت داشت. آن زمان که سپیده بر دشتهای نیشکر بوسه میزد، مردانی از جنس تولید و همت، از شرکت کشت و صنعت سلمان فارسی به صف شدند تا روز آزادی…
خورشید سوم خرداد ۱۴۰۵، طلوعی متفاوت داشت. آن زمان که سپیده بر دشتهای نیشکر بوسه میزد، مردانی از جنس تولید و همت، از شرکت کشت و صنعت سلمان فارسی به صف شدند تا روز آزادی خرمشهر را نه در پشت میزها، که در کنار مزار کسانی گرامی بدارند که آزادی را با خون خود معنا کردند.
به گزارش روابط عمومی شرکت کشت و صنعت سلمان فارسی پرسنل بسیجی، همراه با مدیرعامل و مدیران، در اولین ساعات صبح قدم در حریم شهدای جنگ اخیر (عملیات رمضان) گذاشتند. فضا سنگین بود و سرشار از معنویت؛ یکی با چشمان بارانی به سنگهای مزار خیره شده بود و دیگری با سرانگشتانش نام رفیق شهیدش را لمس میکرد. در این میان، زمزمههای آرام (استغفرالله)مدیرعامل که تسبیح در دست، پا به پای پرسنل گام برمیداشت، موسیقی دلنشین این میعادگاه بود. پس از قرائت زیارت عاشورا و صبحانهای در جوار شهدا، راهی آستان (سردار هور) شدند.
حضور بر مزار شهید علی هاشمی، بزرگمردی که رازهای هور را در سینه داشت، لرزه بر اندام هر آزادهای میانداخت. اما در این میان، یک مزار بوی «خانه» میداد؛ مزار شهید نیشکر(مهران زیلابی). شهیدی که تا دیروز در ردیف پرسنل نیشکر، برای آبادانی این خاک عرق میریخت و در نبرد اخیر، در حین خدمت، مدال سرخ شهادت را بر سینه زد. همکارانش امروز نشان دادند که ما همیشه با دوستمان هستیم؛ حتی اگر او در عرش باشد و ما بر فرش.
شهید تنگسیری مقصد بعدی، آبادان و مزار فرماندهای بود که لرزه بر اندام متجاوزان در خلیجفارس میانداخت؛ سردار تنگسیری، همان که تنگه هرمز را به روی دشمنان بست تا غیرت ایرانی باز بماند. زائران سلمان فارسی با قرائت فاتحه و زیارت عاشورا، خروشی از ایمان را در وجود خود حس کردند و با جانی تازه، راهی قلب مقاومت شدند.
وقتی کاروان به مسجد جامع خرمشهر رسید، زمان گویی متوقف شد. اینجا همان دیوارهایی است که هنوز بوی باروت دفاع مقدس و عطر پیروزی ۳ خرداد ۶۱ را میدهند. همان جایی که روی دیوارهایش حک شد: (خرمشهر؛ جمعیت ۳۶ میلیون نفر)». پرسنل نیشکر سلمان فارسی در این سنگر همیشگی، قامت نماز بستند تا بگویند راه پشتیبانان جنگ هنوز ادامه دارد.
پایانبخش این سفر معنوی، بازدید از موزه دفاع مقدس بود. راه رفتن میان لباسهای خونی، عکسهای خندان شهیدان و وسایل سادهای که هر کدام داستانی از ایثار داشتند، تاب و توان از همه گرفته بود. بسیجیان سلمان فارسی، هر کدام در گوشهای از موزه، غرق در تماشای این حماسه بودند؛ یکی با گفتن «اللهاکبر» از این همه عظمت، و دیگری با اشکهایی که بیصدا بر گونههایش جاری میشد تا یاد شهدا را در دلها زنده نگه دارد.
امروز، کارکنان سلمان فارسی ثابت کردند که خط تولید و خط جبهه، هر دو یک هدف را دنبال میکنند: «عزت و سربلندی ایران اسلامی».